درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ss tm
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دفترچه یادداشت یک ذهن درگیر!




ادامه مقاله  "شکست بزرگ1"

2- فساد اخلاقى:
 

دومین عامل شكست مسلمین در اندلس را می ‏توان روى كار آوردن حاكمان و بسیارى از مردم به بى تقوایى و بى بند و بارى دانست . فراگیر شدن فساد در سطح حاكمیت و جامعه، آنان را از توجه به صلاح و سلامت و پیشرفت جامعه باز داشت و حمیت و غیرت دینى را در آنها از بین برد و آنچه كه برایشان اهمیت داشت، قدرت‏ طلبى و خوش گذرانى بود . در نتیجه، شهرها یكى پس از دیگرى از تحت‏ حكومت آنان خارج گردید و به تصرف دشمن درآمد .

یكی از قدم های بزرگی كه زمامداران مسیحی در «اندلس» برای اضمحلال مسلمانان برداشتند، این بود كه مشروبات الكلی به رایگان وارد كشور و در دسترس جوانان مسلمان قرار دادند! بدتر از آن، این كه یكی از كشیش های مسیحی در یك سال، تمام انگورهای «قرطبه» را پیش خرید كرد و همه آنها را شراب انداخت و قسم یاد نمود كه آن ها را جز به دانشجویان اسلامی و جوانان مسلمان ندهد! خلاصه تمام این علل دست به دست یكدیگر داده، حالات و شرایط ذیل را برای مسلمانان ایجاد نمود:

1ـ میخوارگی كه در گذشته در میان زمامداران عیاش آن جا به طور نهانی رایج بوده است، یك عمل علنی و عمومی گردید، و چون فرهنگیان و دانشجویان استعمار شده آن روز، در این عمل پیشقدم بودند، شرابخواری و میگساری كردن، نشانه تجدد و روشن فكری گردیده و هر كس از این عمل اجتناب می ورزید، كهنه پرست و خرافی نامیده می شد!
2ـ جوانان میگسار و بی بند و بار روش پدران خود را حقیر شمرده و آنان را نادان و مرتجع و دوراز تمدن خواندند! آنگاه كه حاكمان به عیش و عشرت آشكار پرداختند، مردم بسیارى از پى آنان روانه گشتند و دشمن مسیحى با طرحى شیطانى، ضربه‏اى سخت‏بر پیكر جامعه اسلامى اندلس وارد ساخت .
3ـ  لباس ساده خود را كه نشانه صبر و تحمل و كار و فعالیت و كوشش بود از تن بدر كردند و لباس حریر و دیبای اروپائیان ، یعنی جامه تن پروری و عیاشی و خوش گذرانی را به تن كردند.

4ـ مسجد و مجامع مذهبی به انحصار پیرمردان و پیرزنان درآمد، و جوانان را با مسجد و نماز سر و كاری نبود.

5-دختران زیبا و طناز اروپایی كه در همه جا مسئول دلربایی از جوانان مسلمان شده بودند! با دقت هرچه بیشتر مأموریت خود را انجام داده  و در نتیجه بسیاری از جوانان تانیمه شب در گوشه مهمانخانه هایی كه فرودگاه دختران اروپایی بود به سر می بردند.

این موضوع اینك در كشور ما عملی می گردد، اما با این تفاوت كه در كشور ما زنان و دختران این كشور بیشتر نقش دختران اروپایی را بازی می كنند و دیگر احتیاجی به دختران مسیحی و اروپایی نیست! و اینجا دیگر نسخه خیلی زاید بر اصل است!

6ـ خوشگذرانی و عیاشی شیوع یافت و همچنین رقابت در تجملات زندگی، لباس، مسكن، شروع شد و عایدات مشروع و معمولی كفاف آن ها را نداد و بر انجام آرزوهای آنان قادر نبود و در نتیجه عمال دولتی برای تأمین هوا و هوس های خود، شروع به اخاذی و ارتشا و اختلاس نمودند، و بازار فساد اخلاقی رواج یافت، طبقات تولید كننده ثروت، یعنی دهقانان وكشاورزان و روستائیان و كارگران و صنعتگران برای تأمین هوس های طبقات ممتاز مجبور بودند بیشتر دسترنج خود را تقدیم نمایند! وبدین ترتیب این دسته پس از مدتی فقیر و ناراضی شده و طبقات ممتاز هم بیش ازپیش در لجنزار تن پروری و فسق و فجور و شهو ترانی غوطه ور شدند. در كشور ما هم بیشتر همین موضوع جریان دارد! و باز نسخه برابراصل است!

     سرانجام كار شهوترانی وپرده دری بویژه در طبقه زمامداران و وابستگان آنها بالا گرفت، و «معتصم بن صمادح»، استاندار«المریا»، از استان های كشور اسلامی «اندلس» عاشق دخترك نصرانی شد و بر آن شد او را به زور از پدرش برباید!

آن دختر به «جندل بن حمود»، استاندار «اشبیلیه» یكی دیگر از استان های كشور اسلامی «اندلس» پناهنده شد! «جندل» هم لشگر فرستاد تا برای این عمل «معتصم»را سركوب نماید و در نتیجه جنگ میان این دو استاندار اسلامی در گرفت!

«جندل»كه از مدت ها پیش ازطرف زمامداران مسیحی- در صورت همكاریش با آنان  وعده فرمانروایی كل «اندلس» به او داده شده بود، از زمامداران مسیحی كمك نظامی خواست، زمامداران مسیحی هم كه از دیر زمانی به انتظار وقوع جنگهای داخلی در كشور اسلامی اندلس نشسته بودند فرصت را از دست نداده و عده زیادی از سربازان مسیحی را به یاری جندل بن حمود روانه كردند.جندل با سپاهیان خود و ارتش امدادی مسیحیان بر معتصم تاخت و او را كشت و قصرش را ویران نمود! آنگاه به شكرانه این فتح نمایان جشنهای با شكوهی بر پا كرد و مردم مسلمان و حتی مالك بن عباد كه معتصم یكی از استاندارانش به دست استاندار دیگرش جندل كشته شده بود از این واقعه عبرت نگرفته و در برابر آن ساكت نشستند!

این حادثه نخستین ضربتی بود كه بر اثر آن معاهده شوم و باز شدن پای بیگانگان در مملكت و اشاعه مشروبات و باز شدن فرهنگ استعماری از طرف مسیحیان و ورود دختران زیبا و طناز، بر پیكر مسلمانان اندلس وارد آورد!

پس از این واقعه و برادر كشی و سكوت عمرای مسلمانان در برابر آن، برای زمامداران مسیحی مسلم گردید كه نقشه ها و فعالیت های آنان كار خود را كرده و روح سلحشوری و شهامت و تعصب در حفظ دین و ناموس و كشور، از میان مسلمانان رخت بر بسته، و وقت آن رسیده است كه آرزوی دیرین خود، یعنی تصرف كشور اسلامی اندلس و اخراج مسلمانان از آن جا را عملی سازند!

و.....سرانجام شکست بزرگ اتفاق افتاد......

"این بود سرنوشت یك ملت و قومی كه روزی دارای آن همه مجد و عظمت بود، و دست نیاز جهانیان از نظر علم و دانش و صنعت و حرفه به طرف آنان دراز بود و دانشگاه ها و آموزشگاه هایشان برای صد ها سال مركز پرورش نوابغ و دانشمندان بزرگ بود، اما آهسته آهسته در اثر غوطه ور شدن در تجملات زندگی و تن پروری و عیاشی، روح ایمان خود را از دست داده و سلحشوری و دلاوری را كه جزء خصایص هر مسلمان به شمار می آمد، در برابر تشریفات خشك زندگی از كف دادند! تا جایی كه درب دانشگاه ها و آموزشگاه های علمی آنان یكی پس از دیگری بسته شد، و روح تنبلی و تن پروری و گناه و پایمال ساختن حقوق وحرمت یكدیگرواستبدادواختناق برآنان حاكم گردید!

       درچنین موقعیتی زمامداران مسیحی فرصت را غنیمت شمرده وباجلب موافقت زمامداران نالایق مسلمان فرهنگ مجانی وآموزشگاه های متعدد درمملكت اسلامی باز كردند، ومعلمان وآموزگاران مسیحی مشغول به تبلیغ سمومات درمرزهای فرزندان مسلمان گردیدند!

       اما برای اضمحلال یك ملتی كه تا آن درجه نیرومند باشد، تنها این علل كافی نبود به همین جهت مشروبات الكلی را واردكشوراسلامی كردند، و پای دختران زیبا و طناز مسیحی را به این مملكت اسلامی باز نمودند! تا سرانجام میگساری و خمارآلودگی از یك طرف  دلربایی و طنازی دختران اروپا، و متزلزل شدن افكار و عقاید مذهبی جوانان به وسیله معلمان مسیحی فرهنگ ازطرف سوم، چنان فساد اخلاق  و تن پروری و عیاشی و رغبت های زندگی هوس آلود و رشوه خواری و... موجبات اضمحلال را درمیان مسلمانان آن سامان رواج دادكه سرانجام به ننگین ترین وجه همه مجد و عظمت خود را از دست داده و درس عبرتی برای آیندگان گردیدند!

اینك سزاوار است از خود بپرسیم: آیا تاریخ تكرار نمى‏شود; آیا نباید از تاریخ اندلس عبرت آموخت; مگر غیر از این است كه مؤمن از یك سوراخ دو بار گزیده نمى‏شود؟ چرا بى توجه به نقشه‏هاى دشمن بر طبل اختلاف و تفرقه مى‏كوبیم و از وحدت حول محور رهبرى غافل هستیم; منافع حزبى و گروهى را بر منافع انقلاب و كشور ترجیح مى‏دهیم; چرا در مقابل شبیخون فرهنگى دشمن اقدامى اساسى صورت نمى‏دهیم؟ آیا توطئه دشمن، یك توهم است‏یا این كه توهم توطئه نیز توطئه دشمن است؟ اختصاص بودجه كلان از سوى دشمن براى نابودى جمهورى اسلامى واقعیت ندارد و یك توهم است؟ افزایش قارچ گونه باندهاى ترویج فحشا، مشروبات الكلى و انواع مواد مخدر در سطح جامعه، بویژه در میان جوانان از روى نقشه و برنامه ریزى دشمنان نیست؟ القاى شبهات و ایجاد تردید در بنیان‏هاى اعتقادى براى سست و متزلزل كردن باورهاى دینى مردم بدون طرح از پیش تهیه شده است؟ گسترش برنامه‏هاى ضد اخلاق و عفت از طریق ماهواره، پخش انواع نوار، سى دى و پوستر مبتذل، هدف خاصى را دنبال نمى‏كند؟ چرا از خواب غفلت‏بیدار نمى‏شویم؟

چرا گامى اساسى براى حل مشكل و رویارویى با شیطان درون و بیرون بر نمى‏داریم؟ دشمنى كردن در ذات دشمن نهفته است و ذاتى اوست و ذاتى چیزى هرگز از آن جدا نمى‏شود ولى به فرموده امیر مؤمنان: «من نام لم ینم عنه .»
كسى كه از دشمن غفلت‏ بورزد، (بداند) كه دشمن از او غافل نخواهد شد .

سنت الهى بر این است:
«ان الله لایغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم‏» (
رعد/11 )
همانا خداوند سرنوشت هیچ گروهى را تغییر نمى‏دهد مگر آن كه آنان آنچه را كه در خودشان است تغییر دهند."
                                  
فاعتبروا یااولی الابصار.
منابع:

1
-http://www.aviny.com/News/84/04/11/07.aspx
2-www.jelveh313.blogfa.com/page/dastan.aspx



 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic